بهائیت، فرقه ای ملون و متغیر


امروزه نیز چنین است. آنجا که سخن از عفت و پاکدامنی به میان می آید، ماجرای بدشت و افتضاحات قره العین و همچنین بی بند و باری های جنسی مبلغین بهائی به میان می آید، جماعت بهائی دست به سانسور و فرافکنی می زنند و حتی پا را فراتر گذاشته و او را بنا به اعطای لقب علی محمد شیرازی، "طاهره" می خوانند.

آنجا که سخن از وحدت عالم انسانی به میان می آید، حرفی از اختلافات داخلی جماعت بهائی، که همه بر سر قدرت می باشد، به میان نمی آید. اختلاف بها و ازل، عباس افندی و محمدعلی افندی، شوقی و خانواده اش و امثالهم.

آنجا که حرف از دوری از تعصب به میان می آید، تعصب افراطی بهائیان درباره اعتقادات شان را امری به حق و مسلم می دانند. نمونه بارزش برخورد بهائیان با افرادی که از جرگه گمراهی آنان بیرون آمده باشند.(آواره، صبحی، نیکو و ...)

آنجا که دم از دوری از سیاست می زنند، برای اثبات مسلمان بودن و بهائی نبودن عباس هویدا دست به جمع آوری مدارک و تحریف تاریخ می زنند. اما معلوم نیست که با وزرای بهائی کابینه هویدا چه می کنند.

آنجا که دم از تحقیق و مطالعه می زنند، کتاب های منتخب و سانسور شده را در اختیار افراد قرار می دهند و از دسترسی افراد به منابع دیگر جلوگیری به عمل می آورند.

همه اینها به همان قضیه بهائی های پاسماوری و پاقاپقی بر می گردد. آنجا که پای جان در میان باشد، از تمام حرف های گذشته شان برمی گردند و منکر حرف های قبلی خود می شوند و آنجا که گرد سماور باشند، دم از خدایی هم می زنند.

 

به محض احساس خطر در رابطه با اعتقادات افراد، دست به اقدامات سریع می زنند. مدرسه افراد را عوض می کنند، خانواده ای را مجبور به کوچ کردن می کنند و اگر شخصی از آنها رویگردان شود، او را منزوی ساخته و خانواده اش را تحت فشار می گذارند.

امروزه بهائیان برای جذب افراد به جرگه انحرافی و ملون خود، دست به هرکاری می زنند. آنها که معتقد به باب و آموزه های او هستند، تنها بخشی از کتاب بیان را در اختیار افراد فرقه خود قرار می دهند تا از ایجاد شک و شبهه در بین افراد بهائی جلوگیری کنند. اینها نمونه کوچکی از دوروئی ها و پنهان کاری های جماعت بهائی می باشد. همان هایی که دیگر دور سماور نیستند و به سمت بهائیان پاقاپقی میل می کنند.

آن عده از افراد که در مقام پاسخ در می آیند، بهتر است به اثبات اصول اولیه بابیه و بهائیه بپردازند. تا وقتی که اصول ابتدایی خود را اثبات نکرده اید، الباقی حرف هایتان مقبولیتی نخواهد داشت.

/ 8 نظر / 20 بازدید
احمد

باتشکر ازشما که به ماسرزدید مطالب شمادر مورد بهائیت خواندم جالب بود وهرچه درمورد این فرقه ضاله نوشته شود آگاهی مردم بالا می رود ودر دام این فرق خود ساخته نمی افتند [گل] موفق باشید[گل]

كافشين

سلام بر شما وبلاگ قبلي قرن 15 بر روي بلاگفا تقريبا به خاطر پيچيدن به پرو پاي بهايي هاي محترم فيلتر شد!

پیمان

[گل]سلام خسته نباشی در دین اجبار نیست سوره بقره آیه 256 امید وارم که راهت رو درست رفته باشی چون اگر نادرست باشه تمام جسمت مسئول هست یا حق . [گل]

سعادت

با سلام ضمن تشکر از حضور گرمتان. خواندن خاطرات یکی از نزدیکان رهبران بهایی درمورد وضعیت این فرقه در جای جالب است . باز هم منتظر حضور شما برای دیدن اخبار این فرقه هستم

Pedro

يك دروغ بدروغ هاي ديگر اضافه شده است.

زیر خاکی

جنگ هفتاد ودو ملت همه را عذر بنه/ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند/ تا رسیدن به مقصودچند قدم بیش نمانده .... تا صبح راهی نیست . بیا تا دستان مهر را در دست خود بفشاریم و تا طلوع خورشید ایستایی مهربانی را به تیرگی ها ثابت کنیم

Mohammad(Islam

این آقای Pedro مثل این که حقیقت به مزاجشان نمی سازد و حقیقت برای ایشان تلخ و ناگوار است.شما نیز مانند رهبرانتان دارای هیچ علم و درکی نیستید.یک بار شما در وبلاگم گفتید آمریکایی ها به ویتنام چه ربطی دارند.یک نفر به من بگوید آخر این آقا هیچی از دور و برش خبر ندارد همه مردم جهان می دانند که آمریکایی ها در ویتنام بوده اند و دست به چه کثافت کاری هایی زده اند.به نظر من عقل این آقا محدود است و حرفهایی که میزند باد هواست.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته(مدیر وبلاگ بهاییت بی بها)

حسام

به نظر من جايي كه حرفي براي گفتن نباشه توهين و فحش به وجود مياد.در كل بهاييت رو قبول ندارم و به باطل بودن آن كاملا متعقدم چون كاملا انتظار ميكشم كه آن جمعه موعود فرا برسه. اما دليلي نيميبنم كه به بهاييان توهين كنم. اگر خودم را حق ميدانم و آنانرا باطل پس بايد سعي كنم كه حقانيتم را به اثبات برسانم البته نه با جنگ بلكه با بيان حقيقت و تعقل. فحش دادن به هر آيني و توهين به هر شخصي راه به جايي نخواهد برد و مسلما شنونده و مخاطب را زده تر از هميشه خواهد كرد. فراموش نكنيم كه اگر دين نداريم پس حداقل آزاده باشيم. بهاييت و بابيه را انكار ميكنم و به كذب آنها معتقدم اما انسانيت را زير سوال نميبرم. گمراهان را بايد آگاه كرد نه توهين و نكوهش. بهاييان به جاي خود كه احترام آنها به عنوان انسان بودنشان بر همه انسانها واجب است، بلكه حتي رفقاي ديگر اديان و مسلمان كه عده ي بسياري در گمراهي به سر مي‌برند. انسان به واسطه انسان بودنش هميشه دستخوش اشتباهات قرار ميگيرد چه مسلمان چه يهودي چه زرتشتي چي مسيحي و يا حتي پيروان بهاييت.اين طبيعت انسان هست. پس بياييد بدانيم و در پي حقيقت باشيم.