افسانه یک خواب

در جایی از این کتابچه جعلی، درباره خواب پدر حسینعلی نوری(بهاء) و تعبیر معبرین مطلبی آمده است، که بیشتر شبیه افسانه پردازی های مورخان مزدور برای سلاطین و سردارن جنگی ادوار تاریخ می باشد. همان ها که با ساختن این افسانه ها، قصد داشتند تا به اربابان خود مشروعیت "آن جهانی" ببخشند و بر اعمال و رفتار قبیح  آنها لباس مشروعیت الهی، بپوشانند. در فصل اول این کتابچه آمده است:

" چند سال بعد، شبی میرزا عباس وزیر(پدر بها) از خواب پرید. بلند شد و در جایش نشست. عرقی که بر پیشانیش نشسته بود پاک کرد و به خوابی که دیده بود اندیشید: فرزندش در باغی در حال گردش بود. تمام پرندگان دور سرش پرواز می کردند و می خواستند آسیب برسانند، اما نمی توانستند. بعد او را دید که در دریای بیکران به شنا مشغول است. جسم کوچکش چنان می درخشید که تمام دریا روشن شده بود. گیسوان سیاهش در اطراف سر در روی آب پریشان بود و هرتاری از موی او را ماهی ای به لب گرفته بود، ماهیها از نور رخسارش خیره مانده بودند. به هر طرف که فرزندش شنا می فرمود، همه ماهیها هم بدانسو می رفتند، اما هیچ اذیتی به طفل نمی رسید..."

آشفته و پریشان، خواب شناس معروفی را فراخواند تا تعبیر خوابش را بیان کند. شخص معبر – مثل اینکه عظمت آینده طفل به او الهام شده باشد – گفت: باغ و دریای بیکران که مشاهده نمودید، به معنای گستره این جهان است و پرندگان و ماهی ها، مردمان این دنیا. از فرزند شما در آینده، امری ظاهر می شود که خیلی ها به دشمنی با ایشان بر می خیزند و حمله و هجوم می نمایند. اما او یک تنه و تنها بر همه غالب خواهد شد و حمایت خداوند او را از همه آزار و گزندها حفظ خواهد فرمود.

در آن زمان حسین علی 6 ساله بود."

خواننده عاقل و فهیم خود می تواند قضاوت کند که این نوشته ها و ادعاها تا چه حد در میزان صحت و سقم، وزن دارند. از این قبیل داستان ها و افسانه ها در کتاب های تاریخی بسیار است. برای تیمور گورکان نیز شبیه این افسانه، داستان خوابی را که پدرش دید، ساخته اند. امروزه هم برای مدعیان دروغین مهدویت و قطبیت و ... نیز شبیه همین  مورد، خرافه بافی و داستان پردازی می کنند.

آنچه که اینجا به عنوان سوال، خود را می نمایاند این است که چرا در کتاب های تاریخی اشاره ای به این داستان(افسانه) نشده است و آیا در این جهان پهناور هیچ مورخی پیدا نشده که این خواب را شنیده باشد و نقل کند و یا اینکه از یک گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون کرده است؟

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
محاکمه

سلام دوست عزیز وبلاگ نویس سایت محاکمه برای اولین بار در شبکه جهانی اینترنت با هدف نقد فرقه های منحرف و گروه های دست ساز بشر با شعار - ان الدین عندالله الاسلام - قدمی بزرگ را با همکاری شما در راه رسیدن به حق و حقیقت طی خواهد کرد. خوشحال میشویم که از نوشته های شما دوست عزیز نویسنده با موضوعات سایت با نام خودتان استفاده کنیم . با آرزوی اعتلای نام شیعه در جهان . منتقدین حرکت های اربابان کژگوی مدعی حقیقت http://mohakeme.com

حاج احمد

سلام برادر . حالا دیگه باید آدرس وبلاگت رو دیگران به ما بدن ؟ به هر حال خیلی خوشحالم . در ضمن این لینک و مخصوصا کامنت هاشو ببین . التماس دعا . یا علی http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=86102517

مرکز فرهنگی شهید آوینی

زينتِ بخشندگان، امام جواد (ع) مي آيد تا زمين مدينه، يک بار ديگر مولودي ديگر از نسل هابيل را به شادباش بنشيند. مي آيد تا چشمان آسمان را به روشني سيمايش روشن شود و لاهوتيان و ناسوتيان را در شادي ميلاد خويش فرو برد. کبوتر دل در هواي طواف گنبد نوراني کاظمين، پر مي گشايد تا همراه با فرشتگان الهي؛ حرم مطهرش را با بال هاي خود غبار بروبد و ديده را به ضريح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با يک آسمان نياز از يگانه بي همتا مي خواهيم در درياي بي کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شيفتگان واقعي او قرارمان دهد. ولادت فرخنده و مسعود نهمين آيت سروري و پيشواي کرامت و بخشندگي، امام محمد تقي عليه السلام مبارک باد زائری بارانی ام، آقا به دادم میرسی؟ بی پناهم، خسته ام، تنها، به دادم میرسی؟ گرچه آهو نیستم اما، پر از دلتنگیم ضامن چشمان آهوها، بدادم میرسی؟ من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرا (س)، بدادم میرسی؟ اگر خدا بخواهد عازم حرم رضوي هستيم و كنار حرم ثامن الحجج دعاگوي شما خواهيم بود التماس دعا

شب اول قبر

سلام خدمت شما دوست عزیز... بالاخره پرونده بحث خاتمیت رو بستیم .. از شما برای مطالعه نتیجه گیری بحث خاتمیت دعوت میکنم