حقوق بشر یا حقوق بهائیان (به بهانه نوشته حسن یوسفی اشکوری)

با این مقدمه، به اصل مطلب می پردازیم:

مدعیان دفاع از حقوق بشر بهتر است لفظ "بشر" را برای مردم معنا کنند تا از هر گونه شائبه و برخورد و اشتباهی جلوگیری کنند؛ و معلوم کنند که آیا مسلمانان امریکا و اروپا و یا شیعیان کشورهای عربی منطقه که تحت شدیدترین محدودیت ها و تبعیض ها زندگی می کنند حقوقی دارند یا نه و یا اینکه حقوق آنها در زمره حقوق "بشر" نمی گنجد. و آخر اینکه، مدعیان حقوق بشر بهتر است از برخورد تبعیض آمیز در احقاق حق اقلیت های کشورهای مختلف، دست برداشته و "حقوق بشر" را انتخابی و سلیقه ای نکنند.

در جایی از نوشته آمده است که "در این دوران کمتر پژوهشگری به خود اجازه داده است درباره این طایفه تحقیق کند و مردم را با آداب دینی و اجتماعی و متون تاریخی درست و جامع بهائیت و بهائیان آشنا کند. آقای اشکوری، حضرتعالی خودتان چقدر در این زمینه مطالعه و تحقیق داشته اید که این چنین در مقام دفاع از عملکرد 150 ساله این طایفه برآمده اید؟ البته خواننده آگاه و مطلع، با خواندن نوشته شما در این زمینه، به عمق آگاهی شما از بهائیت پی برده و از میزان مطالعه و تحقیق شما در این زمینه مطلع می شود. چرا که هر اثری نشان دهنده میزان دارایی خالق آن می باشد.

<!تا به حال هرگونه تحقیق و پژوهشی که درباره بهائیان و تاریخ آنها انجام گرفته است، مورد انتقاد نابجای پیروان و حامیان این فرقه قرار گرفته است. آنها در عوض پرداختن به ایرادهای وارده، به تحقیر و تکذیب مخالفان پرداخته اند. آنها حتی پیروان راستین دیروزی و بازگشتگان امروزی را دشمن دانسته و آنها را از تشکیلات خود طرد کرده – همچون صبحی، آواره، رحمانی و نیکو - و نوشته های آنها را ناشی از دیوانگی و جنون آنها دانسته اند. تشکیلات بهائی شبهه های وارده به بهائیت را هم نمی تواند به درستی پاسخ دهد و در جواب با ترساندن، افراد داخل تشکیلات را از ادامه دادن به پرداختن به موضوع باز میدارد و مخالفان بیرونی را هم با توهین و هیاهو، جواب می دهند.

در ادامه توجه نویسنده ‏"به نام حق و عدالت" ‏و حامیان اینگونه مطالب را به چند سوال و نکته جلب می کنم:

چر در چند سال اخیر که فعالیت های تبلیغی تشکیلات بهائیان در ایران بیشتر شده است، این همه سر و صدای حقوق بشری بلند شده است و قبلا از آنها و در این وسعت خبری نبود؟

چ   از میان حامیان همه وکلا و مدافعان حقوق مردم، عده ای که منتسب به بهائیان هستند، دم از حقوق بشر و حقوق بهائیان می زنند؟

<!  آنان که دم از حقوق پایمال شده بهائیان در بیش از 150 سال گذشته می زنند و خود را مدافع حقوق بشر می دانند، چرا از حقوق پایمال شده ملت مسلمان ایران در طول همین سال ها دفاعی نمی کنند؟

     دفاع از حقوق پایمال شده ملت ایران در دوران پهلوی – که بسیاری از سردمداران آن دوران بهائی بودند – و دوران یکه تازی تشکیلات بهائی در ایران بود، آیا جزء حقوق بشر قرار نمی گیرد؟

      مدافعان حقوق بشر(بخوانید حقوق بهائیان) چرا از حقوق پایمال شده بهائیان توسط تشکیلات بهائیان دفاع نمی کنند؟

      جناب یوسفی اشکوری، بهتر است بدانید که بهائیت یک مرام و مسلک تشکیلاتی است. یعنی افراد بهائی بایستی تحت امر تشکیلات باشند و بدون چون و چرا اوامر تشکیلات را اطاعت کنند. فعالیت این تشکیلات در جمهوری اسلامی ایران ممنوع اعلام شده و از آنجا که هر دولتی می تواند و حق دارد با فعالیت گروههای ممنوعه مقابله کند، نظام جمهوری اسلامی ایران هم حق سیاسی خود می داند که با فعالیت این جماعت برخورد بکند؛ البته این بعد سیاسی قضیه است، بعد دینی آن هم که جای خود دارد.

      آقای یوسفی آنجا که دم از زیر سوال رفتن اسلام و جمهوری اسلامی ایران زده اید، باید بدانید که نوع عملکرد شما در دفاع از این طایفه، نیز در همان زمره زیر سوال بردن اسلام قرار می گیرد.

     در خاطره دومی که عنوان کردید، آمده: "نماینده های بهائیان  در آن نامه ضمن تبریک و ادای احترام فراوان به اسلام و پیامبر، درخواست کردند..."  بهتر است بدانید که بهائیان و رهبران آنها دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمانان می باشند. حسینعلی نوری رهبران شیعه را با القابی همچون گرگ خطاب می کرده(لوح آقا نجفی) و شیعه را با لفظ "شنیعه" یاد می کرده است. کسی که چنین خصومتی با شیعیان دارد، پیروانش کجا می توانند برای مسلمین و پیامبر اسلام احترام قائل باشند؟

در یکی از اسناد بدست آمده از ساواک که راجع به محفل بهائیان در میاندوآب می باشد، با موضوع اظهارات خوارزمی و به تاریخ 24/1/1346 آمده "...عموم بهائیان باید سعی کنند که از نزدیک شدن به این مسلمانان کثیف خودداری کنند...امیدوارم در آینده نزدیکی کمر مسلمانان را با فعالیت های دائم و روزافزون خود بشکنیم و ..."

در گزارش دیگری از ساواک با تاریخ 27/4/48 و شماره 3562/10/ه، برنامه های اجرا شده در یک جلسه تبلیغی در اصفهان را تیتر وار آورده است. در بند 2 این گزارش آمده "مقاله ای تحت عنوان "عواقب نکبت بار شیعه" بوسیله آقای هوشنگ اشراقی قرائت شد." در ملاحظات این گزارش آمده است: "مقاله ای که تحت عنوان عواقب نکبت بار شیعه بوسیله اشراقی قرائت شد سراسر طعن و کنایه نسبت به شیعه و روحانیون اسلام بوده ..."

در سند دیگری  که به تاریخ 12/2/50 می باشد درباره جلسه ای در شیراز چنین آمده است: "در ایران و کشورهای مسلمان دیگر هرچه بتوانید با پیروی از مد و تبلیغات ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین فاتح دنیا بوده و علی غالب دنیا ... اسلحه و مهمات بدست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته می شود و این مسلمانان آخر بدست بهائیان از بین می روند و دنیای حضرت بهاءاله رونق می گیرد."

(بهائیان در عصر پهلوی – نیمه پنهان جلد 31- انتشارات کیهان)

مطالب فوق خود گویای چگونگی عملکرد بهائیان در بخشی از تاریخ 150 ساله آنها می باشد.

در پایان اشاره کنم که این مدارک مشتی  از خروارها سند دشمنی و عداوت بهائیان با اسلام و مسلمانان می باشد.

 

/ 0 نظر / 21 بازدید