در نوشته ای با عنوان" دشمنان نامشخص" و منتشر شده در تاریخ 15 بهمن 1388 مواردی در حمایت از فرقه بهائی و با تاکید و برجسته سازی مظلومیت آنها در ایران و همچنین مواردی جسته و گریخته از مسائل روز سیاسی ایران به نگارش درآمده است.
آنچه در این مقال به آن پرداخته می شود، مواردی است که مرتبط با بهائیان، پیروان، مریدان و دایه های مهربان تر از مادر آنها می باشد.
در نوشته مذکور آمده که بهائی ها و دیگر اقلیت های مذهبی در ایران شاهد موج عظیم متواریان از اسلام ولایی و جویندگان آرامش در ادیان دیگر است.
معلوم است که نویسنده شناخت صحیحی از اسلام نداشته و مشخصا با آوردن کلمه "ولایی" کوشیده تا این مفهوم را به خواننده القا کند که اسلام مبتنی بر اصل ولایت آنقدر دافعه دارد که نمی تواند پیروان خود را نگه دارد, تا آنجا که پیروان اسلام ولایی در پی یافتن دین دیگری برای تامین آرامش خود می باشند.
این اشکال از آنجا بر می خیزد که نوع تفکر نویسنده در کل با حکومت دینی و آن هم از نوع اسلام ولایی(شیعی) مشکل اساسی داشته و سعی بر وارد کردن اشکال و خدشه به اصل ولایت در اسلام راستین دارد؛ بنی امیه و بنی عباس و تفکر آنها در طول قرن ها تلاش کردند تا این تفکر را از بین ببرند، اما حاصل آن امروز قابل رویت است؛ حال چه رسد به ...